X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

مجید پدیده
مجید پدیده 



نای ِ نوشتن م نیست

ای خوبترین

نفس هایم

به شماره افتاده اند

زندگی را !

تشنه م

خیس شدن زیر بارش نگاهت را

و این روح لاغر و رنگ پریده

گرسنه ی آغوش بی لمس توست

بی تاب

بی حد

از دورترین تنهایی

تا آن کنج خلوت پیکرت

در دل شب های بی من !

توان ِ رفتنم نیست

ای زیباترین

پاهایم گره خورده

به دیروزهای آغشته به عطر نفس هایت

و دلم نمک گیر ِ قهقهه هایت

تکرار بی پایان صدایت را می خواهد!

مرا بخوان

به نام ِ روشنی

به آواز ِ همیشگی

" ماه ِ من " !

دلیل ماندنم نیست

ای عزیزترین

بی تو هیچ بهانه ای کفایت نمی کند

ادامه ی این راه پر از ابهام را

چگونه نای ِ نوشتن م باشد

وقتی تو دیگر نمی خوانی

نامم را

چشم هایم را

دلم را

و این واژگان ِ بی برگ را !

پاییز من

زمستان است

سراسر

حتی اگر

تو را زاییده باشد

از زهدان رنگ رنگ خویش

پاییز من

دیگر پادشاه فصل ها نیست

حتی اگر

باز برویند

خرمالوهای نارنجی بر تک درخت آنسوی دیوار

پاییز من

هیچ نیست

وقتی خود زمستانم

سرد و دل مرده

مرا بخوان

به نام عشق

مرا بخوان

چیزی به آخرین نفس هایم نمانده است

مرا بخوان

شاید دگر باره

زندگی نبض بزند

زیر پوست خشک روزگارم

شاید

...





[ دوشنبه 9 فروردین 1395 ] [ 17:58 ] [ مجید ] [ نظرات (5) ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

آخرت-پدیده-مث من هیشکی ندیده
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 5050